همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم
سرنوشتمون یکی هر دومون مسافریم
تازه از راه رسیدم هنوزم خسته راه
همسفر تنها نرو بذار تا منم بیام
سخته دل کندن ازین شهر و دلبستگیا
موندن از خونه جدا با همه خستگیا
جون به لبهام رسیده تا به کی دربدری
گرد غربت رو تنم که بازم باید بری
بذار تا خستگی از این تن خسته بره
سخته دلبستگی از شهر دلخسته برخ
اگه بذاری بیام من میشم سنگ صبور
گوش به قصه هات میدم شهر غربت راه دور
سلام عزیز ترینم
متن این ترانه رو برای این اول نوشتم چون می دونم هر دو تا مون خاطره های قشنگی ازش داریم.۴ روز دیگه نهمین ماه سفرمون شروع می شه.
همیشه همراهتم
ye sari be weblog ma bezan kheyr bebini nazar yadet nare
khob dorost kardi mofag bashi
sajjad_karimi_2000@yahoo.com